خانه / آموزش / داستان کوتاه

داستان کوتاه

داستان چه كوتاه و چه بلند از لابلاي تفكر و نوع نگاه نويسنده اش به مسائل پيرامونش سرچشمه مي گيرد و اين نه تنها تعريفي براي خلق يك داستان كه تعريفي براي خلق هر اثر هنري است.

يادآوري اول
به خودم بايد متذكر شوم كه من براي چه چيزي داستان مي نويسم؟ آيا هدف من از داستان نوشتن صرفا نوشتن براي خودم است و يا اينكه قصد و نيتم از نوشتن، آن است كه ديگران نيز داستان من را بخوانند؟ اگر فقط براي خودم به هر دليلي داستان مي نويسم اين يادآوري هيچ كمكي به من نمي كند اما اگر قصد دارم تا داستاني كم عيب و نقص بنويسم تا ديگران هم آن را خوانده و از آن لذت ببرند بايد نكاتي را حتما رعايت كنم. اينكه می گوییم داستاني كم عيب و نقص از اين روي است كه برترين داستان هاي دنيا و حتي شاهكارهاي ادبي هم به گونه اي دچار عيب هستند و داستاني مقبول تر و مورد پسند تر است كه از عيب و نقص كمتري برخوردار باشد.

حرفي براي گفتن دارم
قبل از اينكه شروع به نوشتن داستان كنم ابتدا بايد تكليفم را با خودم روشن كنم كه آيا حرفي براي گفتن دارم؟ آيا مي توانم چيزي را روايت كنم كه به درد ديگران بخورد؟ آيا انقدر از قدرتي خلق و ايجاد برخوردار هستم تا آنچه را كه در ذهن دارم به روي كاغذ بياورم؟ آيا آنقدر تجربه دارم كه بتوانم آنها را براي ديگران به نگارش در بياورم؟ وقتي توانستم به اينگونه سئوال ها پاسخي در خور دهم آنگاه مي توانم شروع كنم به نوشتن يك داستان.

دايره واژگاني
نويسنده خوب نويسنده اي است كه از تعداد لغات بيشتري در نوشته اش استفاده كند. به تعبير ديگر در نوشته (اينجا منظور داستان است) بايد از لغات تكراري اجتناب كرد و براي تنوع و ايجاد تصويرهاي بديع و تازه از لغات بيشتر و بعضا به جاي تكرارها از مترادف ها و هم خانواده ها استفاده كرد. براي اين منظور نويسنده اثر مي بايست از مطالعات قبلي زيادي بهره گرفته باشد. نويسنده همواره بايد بخواند و بخواند. داستان، شعر، روزنامه و مجله و حتي ديدن فيلم و شنيدن موسيقي به افزايش محدوده دايره واژگاني يك نويسنده كمك فراواني مي كند

كسب تجربه
به هر حال هر نويسنده اي در داستانش موقعيتي را به خواننده نشان مي دهد. پس بايد يا خود اين موقعيت را تجربه كرده باشد و يا اينكه از تجربه ديگران براي شرح و بسط آن موقعيت مطلع باشد. براي اين كار بايد به همه تجربه هايي كه از بدو تولد با آنها برخورد داشته باشد با ديد يك روايتگر دست به ياد آوري بزند و در كنار آن همواره با مردم و دنياي اطرافش در تعامل باشد. به نوع نگاه اطرافيان به موضوعات مختلف دقيق شود. در سير تحول مسائل پيراموني مطالعه كند و در نوشتن داستان هايي كه نياز به تصوير كشيدن تجربياتي دارد كه تخصصي هستند يا مربوط به قومي ديگر و يا جنسيتي ديگر هستند نويسنده بايد اطلاعات كاملي را پيرامون آن موضوع از طرق مختلف بدست بياورد اين بدست آوردن اطلاعات مي تواند از راههايي نظير خواندن كتابها و جزوات و متون مربوطه باشد و يا گفتگو با آدم هايي كه بر آن موضوع (ـات) تسلط كافي دارند و در آن صاحب نظر و يا صاحب تجربه هستند.

انتخاب زبان و لحن مناسب
براي نوشتن يك داستان بايد توجه داشت كه لحن مناسب فضاي داستان استفاده كرد. بايد طوري داستان را نوشت كه اولا زبان روايتگر با موضوع داستان و صحنه و مكان ها همخواني داشته باشد و از طرفي انتخاب زبان روايت براي خواننده از پيچيدگي هاي گمراه كننده برخوردار نباشد. در حقيقت ضمن آنكه بايد توجه كرد كه لحن با فضاي كلي و فضاهاي مقطعي ناهمگوني كلامي نداشته باشد همچنين بايد در نظر داشت كه تكلف هاي بيجا خواننده اثر را به دردسر نياندازد. اگر داستان براي مخاطبان عام نوشته مي شود سادگي و رواني زبان و لحن از نقاط قوت آن نوشته خواهد بود.

زمان ها و مكان ها
در ابتدا بايد توجه كرد كه نوشته قرار است در چه زمان ها و چه مكان هايي رخ دهد. بر همين اساس بايد توجه كرد كه جملات دراري فعلهايي باشند كه روايتگر زمان مورد نظر نويسنده باشند. داستان بايد در زماني و يا زمان هايي روايت شود كه شخصيت و يا شخصيت هاي داستان در آن حضور دارند كما اينكه مي توان براي جذاب شدن داستان از تو رفتگي هاي زماني هم بهره برد اما بايد توجه داشت كه افعال با زماني كه در حال روايت است همخواني نگارشي و مكاني نيز داشته باشد. تصوير سازي ها نيز بايد با نوع نمايش و مواجهه با مكان ها نيز همخواني داشته باشد.

راوي
روايتگر يك داستان راوي آن است. نويسنده بايد فكر كند كه چه كسي قرار است داستان را روايت كند. بر اساس اينكه چه كسي داستان را روايت مي كند بايد از نوع نگارش مخصوص به آن هم بهره گرفت. اگر داستان را سوم شخص روايت مي كند تمامي فضا سازي ها از ديد سوم شخص است و اگر اول شخص بيان كننده و پيش برنده داستان است بايد نوع تعاريف و تصوير سازي ها منطبق با ديد اول شخص باشد. هركدام از اين موضوعات نوع نگاه منحصر به خودش را مي طلبد كه من به عنوان نويسنده داستان بايد آن را در نظر بگيرم. البته داستان هايي نيز وجود دارند كه هم توسط اول شخص و هم توسط سوم شخص روايت مي شوند كه اين به هنر نويسنده در بكار گيري جملات و زمان سازي ها و مكان سازي ها و تصويرسازي ها برمي گردد.

درباره‌ی Soheila Malekmohammadi

همچنین ببینید

یادداشت مطبوعاتی

همیشه بیان می شود یک متن خوب از یک ایده خوب شروع می‌شود، اما سوال …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *